محمد مهريار
255
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
معنى پيدا نمىكند و گفتهايم آريايى اسم بىمعنى بر جايى نمىنهاده است . بنابراين بىشبهه املاى صحيح آن تامه به « تا » است . در فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور نيز همين اشتباه به وقوع پيوسته و آن را با « طاى » تازى ضبط كردهاند . به هر صورت عجيب است كه نه به صورت تامه و نه به صورت طامه هيچ نظير و مانندى در اطراف ايران ندارد . ولى با دقت در آن آشكار مىشود كه در واژهء تامه حرف « تا » منقلب از « دال » است چونكه « ت » و « د » آسان در بسيارى از لهجههاى مختلف ، بههم تبديل مىشود . بنابراين تامه همان « دامه » است از ريشهء كلمهء « دام » و اين ريشه كه بىشك در پهلوى « دامك » بوده همان است كه در دامغان و دامغه ( اهواز ) و دامك ( زاهدان - تفت ) و دامرود ( سبزوار ) و بسيارى ديگر داريم . در اين صورت مىشود كه هم از « دام » به معنى حيوانات اهلى و هم از « دام » به معنى تله گرفته شود . چونكه « دام » در زبان فارسى به اين هر دو معنى آمده است ، ولى بىشبهه « دام » به معناى حيوانات اهلى در اين نامگذارى ارجح است و با ديه و ديهدارى و كشاورزى سازگار است و صورت پهلوى « دامك » همان است كه آسان در پارسى حاضر به صورت « دامه » و بعد به شكل تامه درآمده است . تجره Tajare ( h ) تجره كه در بادى نظر ما خيال مىكنيم هيچ معنايى ندارد ، دهى است كه در ناحيهء دهستان برزرود از شهرستان نطنز به حساب آمده است . ديهى است كوچك با معنايى بزرگ و يادآور روزگارى بسيار كهن . اين ديه كه در اين شهرستان به تجرهى پايين نامبردار شده است ، هر چند تجرهى بالايى براى اين ناحيه قيد نكردهاند ديهى است بسيار كوچك و جمعيت آن بر حسب آمار سال 1345 فقط 3 نفر بوده است . « 1 » به ناچار بايد ترسيد كه اين 3 نفر هم از آن گريخته باشند . در ناحيهء برزرود نهفقط اين ده صاحب اين نام بزرگ است بلكه ديههاى ديگرى چون تنگل كه بعد خواهيم گفت و ابيانه كه از اين پيش ذكر آن گذشت يارند و طره معادل « تره » همه قديمى و كهن هستند و مىدانيم كه اين ناحيه يكى از مراكز تمدن كهن ايران بوده است و هنوز هم آثار اين قدمت در زبان نطنزى و ابيانه و نواحى ديگر اين روستا
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 92 .